پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم

دکتر علی ذوعلم

زبان فارسی وسیله دفاع و سنگر امروزی ماست

حجةالاسلام علی ذوعلم درباره زبان وادبیات فارسی وهویت اسلامی گفت: فکر نمیکنم سقف هویت ما زبان وادبیات فارسی باشد بلکه ادبیات فارسی ظرف هویتی ماست واین تعبیر متفاوتی است.زبان فارسی پشتوانه عمیق هویتی و وسیله دفاع وسنگر امروزی ماست . باید مقابل هر نوع تعرضی قیام کنیم تدریس درس به زبان انگلیسی هجومی به سنگر هویتی ماست مادر حوزه علمیه حتی یک درس هم به زبان غیر فارسی نداریم.


حجة الاسلام ذو علم عنوان کرد :ما یک پیشینه ایرانی ویک اندیشه اسلامی داریم . ایرانیت نمیتواند مولد اندیشه باشد اما دین ارائه دهنده ادیشه الهی است ما به پیشینه خود افتخار میکنیم حیا،محبت،توجه به دیگران ومسئولیت پذیری جهانی در اندیشه ما وجود داشته وآن هم بخاطر اندیشه دینی قبل از آن است. ذکر این نکته ضروری است که قدیمی ترین کتاب دینی عرفانی یعنی کشف المحجوب به زبان فارسی است.


ذوعلم یاد آور شد: ویژگیهای مطرح شده ناشی از این است که ادبیات ما در آمیخته با حکمت ناب اسلام ومنطق ولایی است در هم تنیدگی صورت ومعنا در ادبیات ودر اسلام وجود دارد در بحث هویت باید به این نکته توجه کرد که مسئله امروز ما در بازار ،مدرسه ودانشگاه همین مسئله است باید بتوانیم از این دلالت ها استفاده کنیم .


وی درپایان صحبتهای خود گفت: اگر سیاست وفرهنگ ما با این مبانی فرهنگی ناب اسلامی پیوند برقرار نکند، تبدیل به یک جسد بی روح می‌شویم. باید رویکرد خودمان را درهویت خاص کنیم به نظر می‌رسد اسلام خودش را یک دین تعالی بخش هویت تعریف کرده وبه یک هویت اسلامی گرایش دارد شاهنامه ومثنوی یکی از این مصادیق هستند.


نشست زبان و ادبیات فارسی و هویت اسلامی-ایرانی روز یکشنبه 23 شهریور در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.

آیت‌الله بروجردی نقطه عطف تاریخ حوزه‌های علمیه

حجت‌الاسلام علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دراین باره می‌گوید: مرحوم آیت الله بروجردی نقطه عطفی در تاریخ حوزه‌های علمیه ایجاد کرد، در شرایطی که زمینه‌های اجتماعی مناسبی برای بسط و رشد تفکر اسلام ناب وجود داشت ایشان در بالاترین حد از این ظرفیت استفاده کردند و بنابراین در زمان ایشان حوزه‌های علمیه با رشد و توسعه کمی توانست خلاء یا کمبود نیروی محقق و مربی دینی را کاهش بدهد و به بسط تفکر اسلامی کمک بکند و هم ایشان در نوع ارتباطات بین‌المللی، مذهبی و دینی توانستند یک نگاه فرامذهبی به اسلام داشته باشند و با علمای بزرگ اهل سنت باب مراوده را باز کنند و ضمن تبیین ویژگی‌های علمی مکتب اهل بیت به کاهش اختلافات فرقه‌ای کمک کنند و باب تقریب مذاهب و وحدت مسلمانان را باز کنند که این هم حرکت مهمی بود.

 http://www.ahadith.ir/fa/images/phocagallery/olama/h-a-sh-b/thumbs/phoca_thumb_l_13.jpg

علاوه بر اینها آیت‌الله بروجردی در داخل کشور به بسط و توسعه تفکر دینی و تربیت اخلاقی پرداختند و با اتخاذ تدبیر بسیار عمیق و کارسازی زمینه تحقق انقلاب اسلامی را فراهم کردند. در حقیقت باید گفت که مرحوم بروجردی زیرساخت‌های لازم برای شکل گیری انقلاب اسلامی را توسعه داده و چهره‌های برجسته انقلاب اسلامی که در رأس آنها رهبر فقید انقلاب قرار دارد، در مسیر ایشان را کمک کردند.

 

چهره‌های برجسته یاران امام راحل عموماً از شاگردان مکتب فقهی آیت‌الله بروجردی بودند و در همان فضای توسعه زیرساخت‌های لازم برای اشاعه تفکر اسلامی را در مقابله با رژیم پهلوی که در صدد ریشه کن کردن تفکر اسلامی بود، برآمدند بنابراین آیت‌الله بروجردی بسیار موفق عمل کردند اگر ما بخواهیم دو چهره برجسته را در آن مقطع تاریخی معرفی کنیم که هر کدام در بخشی توانستند با مقابله فرهنگی رژیم پهلوی علیه اسلام مقابله کنند یکی از این چهره‌ها در حوزه فقاهت آیت‌الله بروجردی و دیگری در بعد فکری و فلسفی، علامه طباطبایی است.

 

در نهایت تمرکزی که در دوره آیت‌الله بروجردی به طور طبیعی در مرجعیت شیعه شکل گرفت عامل رونق حوزه علمیه قم و بسط نگاهی بود که در این حوزه نسبت به اسلام و معارف اسلامی وجود داشت.

تحریف بیانات رهبر انقلاب توسط نویسنده «ابتذال مرجعیت!

رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با نقد کتاب ابتذال مرجعیت نوشته محسن کدیور گفت: ایشان دو فصل از کتابش را به مرجعیت رهبری اختصاص داده که حجم دو فصل بالغ بر 16 صفحه است که در خود آنها هم دچار تناقض شده و صرفا به یک نوع جوسازی پرداخته و علیرغم اینکه متن فتوای مقام رهبری کاملا دقیق و مبتنی بر مبانی و استدلالات فقهی درستی است ایشان با تحریف مطالب رهبری آن فتوا را مورد نقد قرار داده است.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی ذوعلم رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره کتاب «ابتذال مرجعیت» نوشته محسن کدیور که در اینترنت منتشر شده است، گفت: حداکثر حرفهای ایشان نظر یک طلبه فاضلی است که هزاران طلبه در سطح ایشان وجود دارد که دیدگاههای دیگری دارند. اما مهم این است که ایشان از یک جایگاه طلبکارانه و با لحنی کاملا سیاسی و نه علمی و پژوهشی به دنبال تخریب یک چهره موثر در جبهه مبارزه با استکبار است. متن گفتگو با این محقق از نظر شما می گذرد.

http://multimedia.mehrnews.com/Larg1/1392/03/20/IMG12411778.jpg

*کتاب ابتذال مرجعیت که به صورت اینترنتی توسط محسن کدیور منتشر شده با آوردن نقل قول هایی از بعضی از مراجع از جمله آیت الله حسین وحید خراسانی ، آیت الله سید محمد حسین فضل الله و آیت الله موسوی اردبیلی و... مرجعیت آیت الله خامنه ای را زیر سؤال برده، آنرا چگونه ارزیابی می کنید؟

من بحث را از یک مطلب کلان تر و اساسی تر شروع می کنم. اساساً امروزه در مقابله بین دو جبهه استکبار و مبارزه با استکبار، ایران اسلامی در صف مقدم قرار گرفته و علیرغم 35 سال تلاشهای دشمنان به ویژه آمریکا نتوانسته اند این جبهه را دچار ضعف کنند. بلکه این جبهه روز به روز از گستردگی و اثرگذاری بیشتری برخوردار می شود. طبیعتاً در چنین جبهه ای استکبار در پی کشف نقاط قوت طرف مقابل بر می آید و تلاش در شناسایی و هدف قرار دادن آن می کنند از سالهای پیش آنها به این نتیجه رسیدند که عنصر ولی فقیه نقش مهمی در جامعه دارد و چون نتوانستند نقطه ضعفی پیدا کنند که جامعه دچار تردید و تشکیک شود و آنها در زندگی امام و مقام رهبری نتوانستند نقاط ضعفی پیدا کنند پس باید از صلاحیتهای رهبری وارد می شدند که اگر مستقیم وارد می شدند خیلی واضح بود که صلاحیت این موارد را ندارند پس به دنبال افراد ضعیف النفس می گردند تا از طریق آنها به این مبادی وارد شوند.


نتیجه آن نامه استیضاحی بود که در سال 89 نوشته شد که مخاطب آن نامه رئیس وقت خبرگان رهبری بود. در آن نامه نویسنده به صراحت به قبول نداشتن ولایت فقیه و ولی فقیه اذعان می کند که پاسخ عملی آن نامه بی اعتنایی صریحی بود که به آن شد. اما فراتر از این بحث، بحث محتوایی این مجموعه است که من در نوشته ام (کتاب نقد قال) سؤالاتی را مطرح کردم که ایشان تاکنون پاسخی به آن نداده است. بعد از آن امروز ایشان به موضوع مرجعیت رهبری پرداخته که نقد محتوایی آن مطالب کار دشواری نیست، بنده در سال گذشته در مصاحبه ای به نکاتی از آن نقدهایی وارد کردم که ایشان در متنی که به تازگی منتشر کرده تنها به چند نکته حاشیه ای در جواب من پرداخته که به آنها هیچ جوابی نداده است. به عنوان نمونه پیام تبریک آقای منتظری به رهبری در انتخاب ایشان به مقام رهبری در همان سال 1368 است که به هرحال این تبریک به معنای تایید صلاحیتهای غلمی لازم در معظم له بوده است.


اما سؤال اینجاست که چرا این بحث در این مقطع زمانی مطرح می شود؟! از زمانی که مرجعیت مقام معظم رهبری از طرف جامعه مدرسین اعلام شده 20 سال می گذرد در این 20 سال این مطلب توسط  چه کسی مطرح شده که اکنون ایشان آن را مطرح می کند؟... آیا هیچکدام از مراجع  آنرا حتی تلویحاً مطرح کرده اند؟ برخلاف این ما شاهد بهترین نوع تعامل بین مراجع و مقام معظم رهبری هستیم و تعابیری که برخی مراجع به کار می برند حتی برخلاف عرف سنتی حوزه است و نشان دهنده حمایت قاطع و تایید صلاحیت مقام معظم رهبری است. وقتی مراجع از رهبری به عنوان آیت الله نام می برند نشان دهنده چیست؟ و این نشان می دهد که این مراجع مرجعیت رهبری را صددرصد قبول دارند.

 

ادامه مطلب ...

سیاست‌مدار الهی قدرت را امانت می‌داند و سیاست را بازی نمی‌پندارد

در بین حضرات معصومین(ع)، نام هیچ‌یک از آن بزرگواران به اندازه نام حضرت امیر(ع) با سیاست گره نخورده است و هیچ سیاستمدار دیگری در تاریخ نیست که به اندازه آن حضرت به عنوان یک الگوی تام و تمام در سیاست مورد تاکید قرار گرفته باشد. این تاکید هم از سوی پیروان حضرت علی(ع) صورت گرفته و هم توسط کسانی که از نظر اعتقادی وابستگی خاصی به ایشان نداشته و ندارند. نمونه آثاری که غیرشیعیان و حتی غیرمسلمانان درباره حکومت‌داری حضرت مولا(ع) نوشته و منتشر شده، بسیار است.

تاریخ کوتاه حکومت‌داری امیر‌المومنین(ع) الگوی تاریخی مطلوبی برای شکل سیاست الهی ارائه داد؛ سیاستی که در آن همه‌چیز تحت مقوله معنویت الهی، تعبد و اخلاق دینی جای می‌گیرد، حکومت‌داری‌ای که که اقتضائات مصلحت‌اندیشانه و سودانگارانه سیاسی اخلاق و دین و ارزش‌های انسانی را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد و مهمترین شاخصه‌های آن «آزادی» و «عدالت» است. یعنی دو ویژگی بنیادین در سیاست که همه ایدئولوژی‌های سیاسی تاریخ به نوعی به دنبال آن بوده و هستند؛ اما تنها تاریخ داوری می‌کند که آزادی و عدالت در کدام پارادایم، صورت واقعی و معنادار خود را یافته است!




آنچه در ادامه می‌آید یادداشت حجت‌الاسلام علی ذوعلم پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است که پیشتر با عنوان «سیاست لاهی و سیاست الهی» در نهمین شماره فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا منتشر شد که در اینجا بازنشر می‌شود. این بازنشر  با هدف تامل بیشتر در بحث سیاست الهی و مقایسه آن با سیاست غیرالهی در آستانه سالروز شهادت مرد میدان سیاست الهی حضرت امام علی(ع) صورت گرفته است:


«سیاست لاهی و سیاست الهی»

موضوع دانش‌سیاست، قدرت و حاکمیت است‌، همان‌گونه که موضوع دانش‌‌اقتصاد، ثروت و مالکیت است. در دانش‌سیاست، درباره‌‌ی چگونگی کسب، انباشت، توزیع و اعمال قدرت بحث و بررسی می‌شود، اما این مباحث همه مبتنی‌بر ماهیت قدرت، شأن و ارزش آن است. نگرش نسبت‌ به ماهیت قدرت، ناشی از جهان‌بینی و مفروضات فلسفی‌ای است که در فلسفه‌ی قدرت باید واکاوی و بحث شود. آنچه امروزه در دانش‌سیاست مفروضه‌ی اصلی است، این است که قدرت سیاسی ذاتاً از آنِ انسان‌ها است و انسان‌ها هرگونه که بخواهند می‌توانند از آن استفاده کنند و آن‌را اعمال نمایند. این مفروضه، دانش‌ سیاستی را به‌وجود آورده است که قواعد بازی‌ بر آن حاکم است و در فضای دنیوی و منفعت‌مدار تعریف می‌شود. در این نگرش، کسب قدرت برای استفاده از امتیازات قدرت پذیرفته می‌شود و نزاع و رقابت بر سر قدرت، امری طبیعی است به‌شرط آنکه قواعد‌بازی در آن رعایت شود. در برابر این نگرش، نگرش الهی و توحیدی نسبت‌ به سیاست مطرح است که قدرت را ذاتاً از آنِ خدا می‌داند و سیاست را هرگز بازی نمی‌پندارد. مسئله‌ی اصلی امروز در دانش‌سیاست، عدم تأمل در مبنای نگرشی و فلسفی سیاست است و مسلم پنداشتنِ دیدگاه سیاست رایج. فهم عمیق سیاست‌الاهی و باور به امکان وقوع آن در جامعه، نخستین گام برای اصلاح بنیان‌های دانش‌سیاست است. پایه‌گذاری علم‌سیاست بر اساس سیاست‌الهی و فراتر از آن باور فعالان سیاسی در این میدان، منوط به درک عمیق این تفاوت‌ها است.

 

ادامه مطلب ...

پاسخ به مواضع علی مطهری درباره محاکمه سران فتنه

یادداشتی از حجت الاسلام علی ذوعلم:
آزموده را آزمودن خطا است/ پاسخ به مواضع علی مطهری درباره محاکمه سران فتنه

حجت الاسلام و المسلمین علی ذوعلم رییس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی طی یادداشتی که در اختیار خبرگزاری مهر قرار داد به پاسخگویی درباره مواضع علی مطهری درباره محاکمه سران فتنه پرداخت.
http://multimedia.mehrnews.com/Larg1/1392/03/20/IMG12411934.jpg

به گزارش خبرنگار مهر، متن یادداشت به این شرح است:

پس از قضایای فتنه 88 و بخصوص در یک سال اخیر، یکی از نمایندگان محترم مجلس، ارجاع پرونده  دو نفر از مهره های اصلی فتنه را به دادگاه و تعیین تکلیف آنان را بر اساس رای صادره مورد تاکید قرار داده و این راهکار را موجب فیصله یافتن آن قضایا می داند . از آنجا که افراد دیگری هم هستند که از سر خیرخواهی چنین راهکاری را تایید می کنند، مناسب است برخی نکات مورد توجه و درنگ این عده قرار گیرد:

1- این دو نفر  یک بار نشان داده اند که هیچ چارچوب و قانون و رایی را جز خواسته خودشان نخواهند پذیرفت! علیرغم شعار قانونگرایی و ولایتمداری در رقابت انتخاباتی، پس از انتخابات 88، رای شورای نگهبان را – مرکب از 12 نفر که همه آنان صلاحیت قضایی دارند و در حقیقت به مثابه دادگاه قانون اساسی رای روشنی را مستند به ادله، محسوس و کمی یعنی شمارش آراء و بازبینی و کنترل دقیق آن صادر کردند – نپذیرفتند. پس از آن، نظر دوستان خودشان را که آنان را توجیه می کردند به مسیر قانونی تن در دهند و با تعیین نماینده، صندوق رای مورد اعتراض بازشماری شود نپذیرفتند و برخی از قرار و مدارها را هم بارها نقض کردند. از پذیرش رای رهبر معظم انقلاب که پس از استماع حضوری نظرات نمایندگان آنان صریحا اعلام شد، استنکاف کردند و پس از آن تاکنون نیز به توهمات و لجاجت های خود ادامه می دهند. آیا این افراد در صورت تشکیل دادگاه و بررسی جرائم و صدور حکم، به حکم صادره تن در خواهند داد و آن را خواهند پذیرفت یا تنها در صورتی رای دادگاه را می پذیرند که به دلخواه آنان رای صادر شود؟؟ آیا این دو نفر پذیرفته اند که پس از صدور رای بر طبل ابطال دادگاه نخواهند کوبید؟

 

ادامه مطلب ...