پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم

دکتر علی ذوعلم

این تصور که دولت نسبت به مسجد وظیفه ندارد، اشتباه است

رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی گفت: امروز یک تصور غلطی بین بدنه متدینین و مساجد کشور و مسئولان دولتی است که گمان می‌کنند دولت نباید نسبت به مساجد وظیفه رسمی داشته باشد.


خبرگزاری فارس: این تصور که دولت نسبت به مسجد وظیفه ندارد، اشتباه است


حجت‌الاسلام علی ذوعلم رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به مناسبت دهه تکریم و غبارروبی مساجد گفت: با وجود اینکه عده‌ای تلاش دارند تبلیغ کنند رغبت جوانان به مساجد کمرنگ شده است، تصور بنده اینگونه نیست و مشاهدات ما نشان می‌دهد حضور فعالانه جوانان با وجود کاستی‌ها در مساجد قابل قبول است، البته کافی نیست.


وی در ادامه افزود: ما برای اینکه رغبت جوانان به مساجد را زیاد کنیم، باید مدیریت و برنامه‌های مساجد را بازبینی کنیم، کاری که در برخی مساجد صورت گرفته و جواب هم داده است. امروز ما مساجدی داریم که مشارکت جدی با تلاش جوانان دارد و در مدیریت مساجد جوانان را دخالت داده‌اند.


ذوعلم درباره راهکارهای کلان جذب جوانان به مساجد گفت: راهکار اول ترسیم الگوهای مطلوب برای مساجد و طراحی شرایط و اقتضائات محلی و منطقه‌ای است، نکته دوم در سطح سیاست‌گذاری کلان کشور باید به دنبال احیاء جایگاه مساجد باشیم و مساجد را به عنوان کانون اصلی اشاعه فرهنگ اسلامی بدانیم. سوم این است که در تخصیص اعتبارات مساجد کوشش کنیم چرا که امروز یک تصور غلطی بین بدنه متدینین و مساجد کشور و مسئولان دولتی است که گمان می‌کنند دولت نباید نسبت به مساجد وظیفه رسمی داشته باشد، درحالیکه در یک نظام اسلامی مساجد کانون اصلی اشاعه فرهنگ اسلامی هستند.


رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی افزود: نکته دیگر برای مدیریت مسجد که فراتر از بهره‌مندی از امامت جماعت با اخلاق و تربیت است، باید زیرساخت‌ها را با تربیت مدیران و ائمه جماعت مطلوب فراهم کنیم و زمینه را برای فعال‌سازی مساجد فراهم آوریم. از این جهت ما هنوز کار لازم را انجام نداده‌ایم و علی رغم اینها رغبت به مساجد کافی نیست.


وی با تعریف خاطراتی از حضور در مساجد گفت: در انقلاب اسلامی ایران واقعا مساجد تأثیرگذار بودند و به عینه در دوران نوجوانی این اثرگذاری را شاهد بودیم؛ زمانی که یک دانش‌آموز دبیرستانی بودم در سال‌های اول دهه 50 در مسجد محل ما هیئت‌هایی وجود داشت که دانش‌آموزان در آن جلسات قرآن برگزار کرده و تفکر ناب اسلامی و دیدگاه‌های انقلابی از این طریق در نوجوانان اشاعه می‌یافت.


ذوعلم در پایان گفت: امروز هم مساجد ما همین نقش را در استمرار روحیه بسیجی و اشاعه ارزش‌های اسلامی ایفا می‌کنند امروز البته نقش مسجد سامان‌یافته‌تر شده است و باید تلاشمان این باشد از این فرصت و صبغه نهادینه‌شده اسلامی در مساجد بیشترین بهره‌برداری را در جهت رشد اعتقادی و اخلاقی و فرهنگی را داشته باشیم که زمینه‌ساز رشد بیشتر کشور است.

دومین همایش «اجتهاد و نوآوری فکری امام خامنه‌ای» در لبنان برگزار شد

دومین همایش «اجتهاد و نوآوری فکری امام خامنه‌ای (مدظله العالی)» در سالن مجمع‌الحدث دانشگاهی وابسته به دانشگاه لبنان با عنوان راهبردهای فرهنگی اسلامی در جهان امروز برگزار شد.


به نقل از اداره‌کل روابط عمومی و اطلاع‌رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این همایش سه روزه که از روز چهارشنبه 20 خرداد آغاز شده بود و روز گذشته جمعه 22 خرداد به پایان رسید، ده‌ها تن از علما، دانشمندان و اصحاب فرهنگ و اساتید دانشگاه‌ها از کشورهایی مانند ایران، لبنان، مغرب، عراق، اردن، عمان و همچنین الازهر مصر، شرکت کردند.


در این همایش که به ابتکار پژوهشکده مطالعات دینی و فلسفی «معهد المعارف الحکمیه» لبنان و همکاری برخی دانشگاه‌ها و نهادهای ایرانی و حمایت رایزنی فرهنگی ایران در لبنان برگزار شد، یک هیأت ویژه از روحانیون و شخصیت‌های دانشگاهی از کشورمان به ریاست حجت‌الاسلام علی ذوعلم، معاون پژوهشی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور یافتند.


شیخ نعیم قاسم، معاون دبیرکل حزب‌الله، محمد فتحعلی، سفیر و محمدمهدی شریعتمدار، رایزن فرهنگی ایران در لبنان هم در این همایش حضور داشتند و سید حسن نصرالله، مهم‌ترین سخنران این همایش بود که سخنان خود را از طریق ویدئو کنفرانس ارایه داد.


در مراسم افتتاحیه که با استقبال عمومی گسترده مردم و دانشجویان نیز مواجه شده بود، شیخ شفیق جرادی، رییس معهد المعارف الحکمی و دبیر همایش، در سخنرانی خود ضمن بیان اهداف و انگیزه‌های برپایی این همایش، به ضرروت بررسی افکار و آرای امام خامنه‌ای به خصوص در بعد فرهنگی و استراتژی فرهنگی پرداخت و تأکید کرد که این همایش، فتح طریقی برای استفاده از ظرفیت‌های فکری و شخصیتی بزرگان جهان اسلام همچون امام خامنه‌ای (مدظله العالی) در دوران پراضطراب کنونی است.


http://media.snn.ir/original/1394/03/24/IMG11434203.jpg


رییس پژوهشکده مطالعات دینی و فلسفی همچنین گفت: محور گفت‌وگوها و بررسی‌ها، اندیشه‌هایی است که حضرت امام خامنه‌ای به علما، متفکران و اندیشمندان مسلمان برای عبور از این مرحله فتنه تکفیری ارایه کرده‌اند. راه‌های مقابله با پیامدهای فرهنگی ناشی از تحرکات و اقدامات گروه‌های تکفیری که هدف آنها مشوش کردن چهره اسلام و مسلمانان است، بررسی خواهد شد.


دومین سخنران این همایش، دبیرکل حزب الله لبنان، سید حسن نصرالله بود که از طریق ویدئو کنفرانس سخن می‌گفت. وی با بیان اینکه امام خامنه‌ای، شخصیتی با ابعاد مختلف هستند، اظهار کرد: از زمانی که حضرت امام خامنه‌ای، رهبری را بعد از حضرت امام خمینی (ره) بر عهده گرفتند، غربی‌ها یک تحریم قوی و شدیدی را برای اظهارات ایشان درباره مسایل بسیار مهم وضع کرده‌اند؛ چراکه امام خامنه‌ای، فرماندهی شجاع برای امت اسلامی و متفکر و اندیشمندی بزرگ هستند که با علوم غیرحوزوی مانند شعر و ادب و فرهنگ هم آشنایی بسیاری دارند.

  ادامه مطلب ...

جنگ و توسعه طلبی نسخه علوم انسانیِ غربی !

بی تردید مسأله علوم انسانی به عنوان یکی از جدی ترین دغدغه‌های جامعه اسلامی ما مطرح است


زیرا ناکارآمدی و به بن بست رسیدن این علوم در غرب خود شاهدی است بر ادعای ناتوانی آن در حل مشکلات بشر سردرگم و در معرض بحران؛ از این رو در گفت‌وگویی با حجت الاسلام والمسلمین علی ذوعلم، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره تأثیر علوم انسانی وارداتی بر جهل و چالشهای پیش روی جامعه به بحث و بررسی پرداخته ایم که مشروح آن را می‌خوانید:

 

 آیا رواج علوم انسانی وارداتی از غرب در محیط‌ های علمی می‌تواند، مروج جاهلیت مدرنی که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن هشدار داده اند، باشد؟

  پس از دوره رنسانس و زمانی که غرب عصر جدید خود را به عنوان دوره حاکمیت سکولاریسم بر نظام اجتماعی خویش آغاز و عقل خودبنیاد را جایگزین عقل وحیانی کرد و چشم از آسمان برگرفت و به زمین قناعت کرد، علوم انسانی در غرب متولد شد نه صرفا به عنوان دانشی برای کشف حقایق و واقعیات انسانی، بلکه به عنوان عرصه‌ای علمی که عهده دار مدیریت جامعه و تجویز راهکارهای مدیریتِ انسان روی زمین است.

تلقی جدید از علوم انسانی معنای تازه‌ای از علم را ارایه و القا کرد و آن این بود که رسالت علم نه فقط تفسیر جهان، جامعه و انسان، بلکه راهبرد و راهکاری برای تغییر آنهاست، از این منظر علوم انسانی با یافته‌های عینی و استنتاج‌های ناقص و نارسا و تعمیم‌های غیرمنطقی تلاش کرد احکام ثابتی را برای همه جهان ارایه کند.

اما دو علت اساسی به عدم توفیق علوم انسانی در غرب منجر شد، یکی عدم بهره‌برداری از مبانی انسان شناسی قدیم و واقع بینانه‌ای که به متن هستی توجه دارد که ما برای شناخت انسان به آن مبانی نیاز داریم و دانش خوداتکای انسان از آن محروم است، زیرا این عامل مانع دستیابی علوم انسانی به اصول و قواعد حقیقی و ریشه‌ای تحولات و رویدادهای انسانی شد.

عامل دوم غلبه منفعت گرایی و نگاه خود برتر بینی در غرب است که صحنه استنباط قواعد اجتماعی را عمدتا به غرب محدود کرد، از این روست که می‌بینیم کسانی مانند مارکس که در صدد ارایه فلسفه‌ای ماتریالیستی برای تاریخ بودند، دوره بندی تاریخی خود را صرفا با استناد به اروپا ارایه کردند، اما وی در اواخر به این نارسایی اذعان کرد که دوره‌های تاریخی فلسفه تاریخ ماتریالیستی منطبق با دوره‌های تاریخی شرق نیست و تفاوتهای آشکاری بین این دو وجود دارد.

 

 با چنین نقص‌های عمق  و آشکار، علوم انسانی تولید شده در غرب چه کار              آمدی هایی دارد؟

  در حقیقت علوم انسانی غربی از این جهت صرفنظر از محدودیت منابع علمی و نارسایی دانش خود اتکای انسان، صرفا می‌توانست برای خودِ غرب معتبر و کارآمد باشد، در حالی که مدعی اعتبار عام و مطلق برای دیگر جوامع نیز بود!

با چنین پیشینه‌ای درباره علوم انسانی بدیهی است این علوم نمی‌توانست گره گشای مشکلات و پاسخگوی مسایل و مشکلات ما باشد، اما نظام تقریبی آموزشی ما در دوره تثبیت و توسعه سلطه غرب بر ایران یعنی دوره رضاخان به همراه خود، دانش را به عنوان یک علم در فضای آموزشی کشور مطرح کرد و باوجود نقدهای اساسی که انگشت شماری از اندیشمندان ما به مبانی علوم انسانی داشتند، خود را بر فضای علمی فکری ما تحمیل کرد.

اما موضوعی که ما امروز با آن روبه‌رو هستیم این است که با تلاش عمیق و گسترده علمی به تحول در علوم انسانی بپردازیم و در عین احتمال اقتباس بخشهایی از علوم انسانی کنونی، در ساختار این علوم بر مبنای منابع وحیانی و متکی به دو منبع عقل و نقل، تحول را سامان دهیم.

 

 کنار نهادن آموزه‌های و حیانی از علوم انسانی و نادیده گرفتن ارتباط با خدا و چشم بر گرفتن از آسمان در میدان علم چه پیامدهایی برای بشریت به همراه داشته است؟

اساسا در دوره جدید معنای علم در غرب دچار فروکاهی و تقلیل گرایی شد، علوم تجربی که با روش مشاهده و آزمون و خطا و بنا بر اصل ابطال پذیری معتبر شمرده می‌شوند تنها یکی از اقسام علم هستند، در حالی که در دوره مدرن معنای واقعی علم منحصر به آن شد.

در نگاه ما علوم نقلی و نیز علوم عقلیِ غیرتجربی علم شمرده می‌شود، اما روش و سازوکار اعتبارسنجی این علوم و عرصه اعتبار و کارآمدی آنها با هم تفاوت دارد؛ از سوی دیگر اعتبار علوم تجربی نیز به اعتبار گزاره‌های فلسفی‌ای وابسته است که آشکار یا پنهان در زیرساخت فکری و نظری علوم تجربی قرار دارند.

افزون بر این، بدون برخورداری از یک نظام فکری و فلسفی متقن و معتبر، پای علوم تجربی نیز برای کارآمدی و اعتبار علمی می‌لنگد و استفاده از معرفتی که توسط انبیای الهی و از طریق وحی به انسانها عرضه شده است، یک منبع عمیق معرفتی بی‌بدیل را در اختیار ما قرار می‌دهد که صرفنظر از آن سقف حرکت علمی و تعالی جویانه ما، بشدت تنزل می‌کند، بنابراین، استفاده از آموزه‌های وحیانی چیزی نیست جز دسترسی و بهره برداری از یک منبع معرفتی پایان ناپذیر و معتبر و الهام بخش برای حرکت علمی انسان.

 

 در روایات و آموزه‌های دینی ما تصریح شده برخی علوم غیرنافع هستند و تاثیر سوء دارند، آیا می‌توان مشکلاتی که جهان امروز اعم از جنگ و خونریزی و کشتار درگیر آنهاست را پیامد رواج علوم غیرنافع و جدای از منبع وحیانی دانست؟

بله، این را فقط اندیشمندان ما نمی‌گویند، بلکه برخی اندیشمندان غربی نیز در نقد عمیق به مدرنیته قایل‌اند که علم کنونی علمی است که در ساختار خود تخریب و توسعه طلبی را به هر قیمتی تجویز می‌کند و نتیجه پیروی از چنین علمی بحرانهای کنونی را رقم زده است، بنابراین می‌توان گفت ضرورت تحول در علوم انسانی صرفا احساس نیاز جامعه اسلامی ما نیست، بلکه متفکران غربی هم این را تایید می‌کنند.

 

 به طور مصداقی کدام مشکلات امروز بشر خروجی رواج علوم انسانی فاقد نگاه وحیانی و ارتباط با خداست؟

 به طور کلی نگاه سودمدارانه و لذت گرایانه به زندگی که در بخشهایی از علوم انسانی مبنا و معیار قرار می‌گیرد یا نگاهی که به مقوله قدرت در علوم سیاسی رایج و غربی وجود دارد همه در مدلسازی‌های اجتماعی تبلور می‌یابد و این مدلسازی‌ها خود به خود به ایجاد تبعیض و اختلاف طبقاتی، انواع و اقسام فسادهای اجتماعی، فروپاشی خانواده، تنزل جایگاه زن در جامعه، شکل گیری طیف وسیعی از انسانها به عنوان طبقات فقیر و محروم، دامن زدن به مشکلات اجتماعی و حتی ایجاد بیماری‌های جدید در جامعه و بحرانهایی مانند محیط زیست منتهی می‌شود. عوامل و ریشه همه این مسایل به مدلهای جامعه سازی طراحی شده، بر مبنای علوم انسانیِ غربی باز می‌گردد و به نظر می‌رسد تحول اساسی در زندگی کنونی بشر جز با تحول در مبانی نظری علوم انسانی و سپس اصلاح و کارآمدسازی این علوم و مدلهای زندگی ناشی از آن قابل تصور نیست.

 

 آیا می‌توان ناکارآمدی سبک زندگی در حل مشکلات و دغدغه هایی که درباره آن وجود دارد را نیز از خروجی‌های علوم انسانی فاقد نگاه‌های دینی و وحیانی دانست؟

بله، این مقوله‌ها کاملاً از نظر نظری و زیربنایی به یکدیگر مرتبط هستند مقوله فرهنگ، علوم انسانی، سبک زندگی و الگوهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامات حاکم بر زندگی جمعی ما همه از یک آبشخور نظری بهره می‌برند و وقتی سبک زندگی با نگاه معیوب به انسان شکل بگیرد و از ارزشهای اساسی غفلت کند و سطحی نگری نسبت به رفتارهای انسان داشته باشد، این موضوع پیامد نارسایی در شناخت انسان است که همین عامل یعنی نارسایی در شناخت انسان و ضعف تحلیل درست درباره او در بعد فردی و اجتماعی در علوم انسانی نیز منشأ ناکارآمدی و کاستی می‌شود.

افزون بر این، بسیاری از شاخه‌های علوم انسانی و علوم جدیدی که در عرصه‌های ارتباطات و مقوله‌های فرهنگی و مسایل ناظر به خانواده مطرح است مستقیم بر سبک زندگی اثر دارد، از این روست که باز تاکید می‌شود بدون تحول در علوم انسانی، زیرساختهای تحول در سبک زندگی نمی‌تواند در جهت مطلوب حرکت کند.

 

 رسالت حوزه و دانشگاه در برابر علوم انسانی وارداتی و مبانی مشکل ساز آن چیست؟ آیا تحول از رسالتهای این دو نهاد است؟

 این مسأله باید اولویت حوزه و دانشگاه باشد. کدام بخش و نهاد دیگر جز حوزه‌های علمیه و دانشگاه در جامعه صلاحیت ورود علمی به موضوع تحول در علوم انسانی، اصلاح سبک زندگی و ارتقای مباحث فرهنگی را دارد؟

البته ساختار حاکم بر این دو مجموعه و فرهنگ آموزشی و پژوهشی آنها هر کدام به نحوی نسبت به این مسأله مهم هنوز همسویی و همراهی کامل نشان نداده‌اند گرچه حرکتهای بسیار خوبی هم در دانشگاه‌ها و هم در حوزه‌های علمیه ما شروع شده، اما نسبت با انتظاری که از این دو مجموعه وجود دارد و اهداف بلندی که در پیش داریم و نیز نسبت به پیچیدگی و عمق و گستره کار، هنوز فاصله زیادی تا نقطه مطلوب دیده می‌شود و بارها تاکید شده گام نخست پذیرش واقعی این مسؤولیت و احساس سنگینی بار این رسالت توسط حوزه و دانشگاه است که باید صورت بگیرد تا به اصلاح روشها و سازوکارها و فرآیندها بینجامد.


جهت دانلود روزنامه قدس کلیک فرمایید

تولیدات کانون پرورشی، فرهنگ دینی و اسلامی را تقویت کند

معاون پژوهشی موسسه حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری گفت: تولید ابزارهای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان در جامعه اسلامی باید به پرورش و رشد و تعالی فکری آن‌ها در فضای توحیدی کمک کند.

 

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، حجت‌الاسلام علی ذوعلم در نشست تخصصی مسوولان حراست کانون سراسر کشور به تبیین اندیشه‌های فرهنگی مقام معظم رهبری پرداخت و افزود: اگر فرهنگ یک رکن تشکیل‌دهنده جامعه است پس باید در تمامی مراکز فرهنگی از جمله کانون و در تولیدات آن مانند کتاب، بازی، عروسک و... هم این فرهنگ توحیدی را مشاهده کنیم. این ابزارها باید هویت دینی، اسلامی و ملی بچه‌های ما تقویت کند و آن‌ها بتوانند خلقیات، تفکرات و ایمان خود را از چنین تولیداتی به دست بیاورند.


 http://kanoonnews.ir/Images/News/Larg_Pic/17-3-1394/IMAGE635692888516065109.JPG


عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان این‌که در نظریه اجتماعی و فرهنگی مقام معظم رهبری سه مولفه اصلی وجود دارد که ساختار این اندیشه را شکل می‌دهد، از «تکیه بر توحید به عنوان یک نظام فکری عمیق، مستدل، جامع، راه‌گشا و اثرگذار و کارآمد در جامعه» به عنوان نخستین محور اندیشه‌های رهبری در این حوزه یاد کرد.

 

وی در این زمینه تاکید کرد: منظور از توحید در این مقوله تنها بحث کلامی و دعوای فلسفی بین اسلام و کفر نیست بلکه پیامدهای زندگی موحدانه در یک جامعه توحیدی، متفاوت و حتی متضاد با زندگی در جامعه غیر توحیدی است از همین رو مقام معظم رهبری به عنوان یک انسان نو اندیش و متفکر، تکیه‌گاه اصلی را توحید می‌دانند و همه پدیده‌ها و فرهنگ را بر همین اساس تحلیل می‌کنند چرا که فرهنگ و خلقیات جامعه در همه ابعاد حتی در حوزه‌های اقتصاد و سیاست هم باید توحیدی باشد.

 

ذوعلم اضافه کرد: از همین منظر فرهنگ به عنوان دومین مولفه اندیشه‌های فرهنگی اجتماعی مقام معظم رهبری اهمیت پیدا می‌کند چراکه فرهنگ توحیدی می‌تواند انتقال‌دهنده روح عبودیت و توحید به جامعه - به عنوان پیکره‌ای دارای هویت باشد - و آن را در برابر هجوم بیگانه مقاوم کند.

 

معاون پژوهشی موسسه حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری بر ضرورت بازگشت جوامع اسلامی به فرهنگ و عبودیت در معنای صحیح آن تاکید کرد و گفت: اگر برای امت اسلامی رسالت فرهنگی قایل هستیم پس مخاطب فرهنگی اسلام تنها در محدوده مرزهای کشورهای اسلامی تعریف نمی‌شود و انسانی که به فیض هدایت الهی پیوند می‌خورد، می‌تواند روی پای خود ایستاده و از حضور در عرصه‌های جهانی پیکار فرهنگی و مقابله با تهاجم فرهنگی نهراسد. وی با انتقاد از این‌که گاهی فعالیت‌های فرهنگی ناخواسته در فضای تحلیلی دشمن مورد ارزیابی و تحلیل قرار می‌گیرد، خاطرنشان کرد: کمیت‌گرایی، ظاهرگرایی و فن‌مداری گاهی اصل قرار می‌گیرد و از آن روح اصلی فرهنگ غافل می‌شویم در حالی که ما نمی‌خواهیم بچه‌های‌مان را در زمان‌های فراغت و به صورت ابزاری به انسان‌هایی مصرف‌کننده محض و تابع چشم بسته تبلیغات رسانه‌های غربی تبدیل کنیم. در جامعه اسلامی همه ابزارهای فرهنگی باید در خدمت پرورش و تعالی فکری کودکان و نوجوانان در فضایی توحیدی باشد.

 

ذوعلم تصریح کرد که نتیجه این نوع تربیت اسلامی منجر به تربیت فرزندانی شجاع و خودباور خواهد شد که به هویت ایرانی خود در پرتو یک فرهنگ توحیدی افتخار می‌کنند.

 

عضو هیات علمی پژوهش‌گاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پیشرفت همه‌جانبه را سومین مولفه اندیشه‌های فرهنگی اجتماعی مقام معظم رهبری برشمرد و گفت: بر این مبنا فرهنگ، مفهومی برای پیشرفت و جلو رفتن است نه برای متوقف شدن و نگاه به گذشته نباید ما را از اتصال به آینده دور نگاه دارد. وی با طرح سوال‌هایی مانند این که اگر نگاه گذشتگان ما توحیدی نبوده برای چه باید به آن فرهنگ متصل شویم و این‌که آیا فرهنگ تنها به همان آثار تاریخی و سفالینه‌های برجای مانده و قدیمی گذشتگان منحصر می‌شود؟ توضیح داد: گاهی نگاه ما به گذشته کاملا بازدارنده، محصورکننده و مانع پیشرفت است در حالی که مقصود امام(ره) و مقام معظم رهبری پیشرفت همه‌جانبه است.

 

ذوعلم در تشریح این دیدگاه گفت: از این منظر باید به دنبال پیشرفت همه‌جانبه در تولید ثروت ملی، دانش و فن‌آوری، اخلاق و معنویت، رشد سیاسی، مسوولیت‌پذیری و وحدت و انسجام ملی باشیم.

 

وی تغییر تلقی جامعه از پیشرفت را مقوله‌ای بسیار مهم دانست که هنوز در دست‌یابی به آن توفیق کامل به دست نیامده است و نباید تعریف ما از پیشرفت منحصر به الگوبرداری از کشورهای صنعتی باشد و تابع آن‌ها باشیم.

 

به اعتقاد ذوعلم، این کشورها مردم خود را به ابزار چرخش دستگاه سرمایه‌داری تبدیل می‌کنند در حالی که در کشور ما فرهنگ توحیدی می‌تواند زیرساخت‌های پیشرفت جامعه را فراهم کند و این مهم زمانی حاصل می‌شود که نگاه توحیدی در همه تولیدات تبلور پیدا کند. معاون پژوهشی موسسه حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری در جمع‌بندی این مبحث به کانون توصیه کرد که به عنوان اولین ساحت تربیت کودکان و نوجوانان با تکیه بر توحید و اهتمام به فرهنگ برای پیشرفت جامعه دغدغه داشته باشد.

 

وی در پایان گفت: نگاه‌های غرب‌گرا فرهنگ را با نگرش توحیدی تحلیل نمی‌کنند و برای پیشرفت از الگوی توسعه غربی تقلید می‌کنند و در این جا نقش عالمان و فرهنگ‌سازان برجسته می‌شود.

 

وی در حاشیه نشست مسوولان حراست کانون سراسر کشور در تهران در پاسخ به این سوال که چرا مراکز فرهنگی مانند کانون در برنامه‌ریزی‌های کلان کشور مورد توجه قرار نمی‌گیرند، به مظلومیت عرصه فرهنگ در کشور اشاره کرد و گفت: دولت‌ها در کشور ما هنوز به این مساله چندان اعتقاد ندارند که هم از نظر فاعلی هم از نظر غایی فرهنگ بر سیاست و اقتصاد کشور اولویت دارد و باید برای حل مسایل خود از فرهنگ کمک بگیریم.

 

نشست تخصصی مسوولان حراست کانون سراسر کشور روز 19 خرداد 1394 در تهران پایان یافت.

 

برخی افراد و جریان ها نسبت به اندیشه های امام خمینی درک صحیحی ندارند

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه گفت: علت اینکه بعضی از افراد یا جریان‌ها در عمل از آن فاصله می‌گیرند عدم درک صحیح از رهبر کبیر انقلاب و کم توجهی به جایگاه و پشتوانه ایشان است.

http://media.mehrnews.com/old/Original/1393/03/18/IMG13164841.jpg

حجت الاسلام علی ذوعلم عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه مکتب امام را در راستای حقیقت اسلام ناب دانست و اظهار داشت: مکتب امام همان آموزه‌های اسلام و اهل بیت (ع) بود که با نیازهای فکری، سیاسی و اجتماعی معاصر ارائه شد و در عمل هم امام خمینی (ره) سعی کردند در عمل این شاخصه‌ها را محقق کنند.
 
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ادامه داد:‌ اولین شاخصه‌های مکتب امام خمینی (ره) تکیه بر ایمان توحیدی، باور به حقایق جهان هستی، جایگاه خدای متعال در مقام تربیت کننده و مدبر امور تشریعی و تکوینی عالم است.
 
حجت الاسلام ذوعلم دومین شاخص مکتب حضرت امام را ضرورت بهره برداری از احکام الهی و تبعیت از شرعیت اسلام در نظام سازی اجتماعی بر شمرد و افزود:‌ مکتب امام خمینی (ره) با دیدگاه‌های سکولاریستی مقابله می‌کند؛ در دیدگاه ارائه شده خود اسلام را دارای نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قضایی و حقوقی می‌دانند که با رویکرد اجتهادی باید برای مدیریت جامعه استفاده شود؛ در حقیقت حضرت امام (ره) دین را یک مقوله فردی تلقی نمی‌کنند بلکه آن را یک مقوله اجتماعی می‌دانند.
 
وی ابراز داشت: بر همین اساس عدالت‌خواهی استقلال طلبی بریدن بندها و زنجیرهای وابستگی به شرق و غرب تکریم انسان‌ها و اعتبار و ارزش برای رأی و نظر آن‌ها در اداره امور جامعه مبارزه با ظلم و استثمار تلاش برای استقرار عدالت اجتماعی و به خصوص عدالت اقتصادی در جامعه رفع محرومیت از محرومان و بالاتر از همه این‌ها نگاه به سیاست از موضع یک وسیله برای خدمت به جامعه و استقرار عدالت از عناصر اساسی دیدگاه حضرت امام رضوان الله است.
 
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه گفت: در یک نگاه کلی باید توجه کنیم که محکمات، اندیشه و مکتب امام خمینی (ره) است؛ این نگاه، نگاه توحیدی و کاربردی به دین در عرصه‌های فردی و اجتماعی است؛ علت اینکه بعضی از افراد یا جریان‌ها در عمل از آن فاصله می‌گیرند عدم درک صحیح از رهبر کبیر انقلاب و کم توجهی به جایگاه و پشتوانه ایشان است.
 
حجت الاسلام ذوعلم تصریح کرد: امام خمینی (ره) یک متفکر خود بنیاد نیست بلکه ایشان مؤمن به اسلام و ملتزم به باورها و ارزش‌های اسلامی است. البته می‌بینیم بعضی از حضرت امام (ره)‌ به عنوان یک امر زینتی و توجیه کننده افکار و رفتار خود استفاده می‌کنند.
 
وی ادامه داد: تنها عاملی که می‌تواند سوء برداشت‌ها و سوء بهره‌برداری‌ها را از اندیشه امام خمینی (ره) بزداید بصیرت و فهم عمیق نسبت به مکتب ایشان است؛ این بصیرت و فهم عمیق به ویژه در بین نخبگان و جوانان جامعه فعلی باید دائماً تقویت شود.
 
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه خاطر نشان کرد: امروز بعد از گذشت 26 سال از رحلت امام خمینی (ره) شاهد شکوفایی بیشتر و استقبال فکری عمیق‌تر در جامعه ایران، کشورهای اسلامی و جهان هستیم.
 
حجت الاسلام ذوعلم افزود: خلف صالح حضرت امام (ره) توانستند همان خط فکری را هم در عرصه تبیین و هم در عرصه تحقق و اجرا به خوبی دنبال کنند؛ همانگونه که در یکی از پیام‌های رهبر معظم انقلاب به این مطلب اشاره شده بود که حقیقتاً قرن کنونی در جهان اسلام قرن امام خمینی (ره) است.
 
وی در پایان گفت: امروز جریان بیداری اسلامی علیرغم فراز و نشیب‌ها، بنیان‌های فکری خود را ریشه دار کرده است و در برابر توطئه‌های پیچیده صهیونیستی، استکباری و ارتجاعی همچنان به مقاومت خود ادامه می‌دهد و این‌ها چیزی جز بار و بر مکتب امام خمینی (ره) نیست./

لینک خبر در خبرگزاری رسا