پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم

دکتر علی ذوعلم

اعضای شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی انتخاب شدند

در چهارمین کنگره کانون تربیت اسلامی اعضای شورای مرکزی و اعضای علی‌البدل کانون تربیت اسلامی با اخذ آرای حاضرین و پس ازشمارش آرا در حضور ناظر وزارت کشور برای مدت 2 سال انتخاب شدند.


اسامی نفرات برگزیده به ترتیب آرا شامل «محمود فرشیدی»،«حجت‌الاسلام والمسلمین علی ذوعلم»،«باقر پیشنمازی»،«لاله افتخاری»،«فرشته حشمتیان»،«سید حسین نقوی حسینی»، «جبار کوچکی نژاد»،«سعید تقی آبادی»،«اسدالله اسدی گرمارودی»،«حسین احمدی»،«علی یزدیخواه»،«منوچهر براتی»، «سید بابک هاشمی نکو»،«غلام رضا عسگری» انتخاب شدند.


اعضای علی البدل شامل «محمدحسین نژاد حسین»،«مسلم میرزاپور»،«راضیه وثوقی»،«نصرالله فاضلی» و «فیروز رضایی‌» هستند.

اجرای سند تحول آموزش و پرورش باید بر اساس افق ۱۴۰۴ تحقق یابد

مدیرکل اسبق دفتر تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش گفت: اجرای سند تحول باید با رفع نقص‌ها و کاستی‌ها و حساب‌شده در همه ابعاد و سطوح مدیریتی در افق ۱۴۰۴ تحقق یابد.

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/10/21/13921021190028257_PhotoL.jpg

به نقل از سایت سازمان بسیج فرهنگیان، حجت الاسلام والمسلمین علی ذوعلم مدیرکل اسبق دفتر تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش اظهار داشت: آموزش و پرورش از سه جهت دچار کاستی است و نیاز به تحول بنیادین دارد؛ جهت اول عدم کارآمدی آموزش و پرورش است یعنی انتظاراتی که خانواده‌ها، دانش‌آموزان و کل جامعه دارند تا اینکه این نهاد بتواند دانش‌آموزانی اهل تفکر، متعهد، مؤمن و توانمند برای ساخت جامعه تربیت کند؛ از این جهت ما دچار کاستی‌های زیادی هستیم که نیاز به تحول داریم.

وی ادامه داد: جهت بعدی که نیاز به تحول داریم، بحث مبانی فلسفی و نظری آموزش و پرورش است؛ آموزش و پرورش ما از گذشته و بر اساس یافته‌های تربیتی غربی به ما منتقل شده است، پس از این جهت نیز آموزش و پرورش نیازمند تحول است.

 حجت‌الاسلام والمسلمین ذوعلم اضافه کرد: سوم بحث رشد است یعنی باید آموزش و پرورش دچار تحول شود و ما باید آموزش و پرورش خودمان را روزآمد کنیم و با نوآوری و ارائه راهکارهای نو، بتوانیم نیازهای جدید را پاسخ بدهیم.

وی گفت: ابعاد تحول در نقطه کانونی شامل نگرش‌ها، ارزش‌ها و رویکردهایی است یعنی سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان، مدیران و معلمان ما باید در دریافت و نگرش خود بازنگری داشته باشند؛ همانطوری که رهبر معظم انقلاب تأکید کردند اصلاح و ارتقای تعلیم و تربیت به اصلاح و ارتقای عرصه سیاست و اقتصاد هم کمک می‌کند.

مدیرکل اسبق دفتر تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه سند تحول آموزش و پرورش باید اصلاح شود، ادامه داد: ما باید این نگرش‌ها را اصلاح کنیم و در مرحله بعد باید به سراغ اصلاح کانون‌های اصلی مثل معلمان، مدیریت‌ها، قواعد و ضوابط، کتاب‌های درسی و برنامه‌های پرورشی برویم؛ اینها باید ذیل اسناد تحولی بر اساس  آنچه در سند مطرح شده است، خودشان را بازسازی و اصلاح کنند.

وی افزود: با در دست داشتن اسناد تحولی که داریم اگر به طور جدی و واقعی تلاش بیشتر و دقیق‌تر در آموزش و پرورش شود، می‌توانیم بگوییم که در افق 1404 به اهداف این برنامه دست یافتیم؛ به شرطی که در این حوزه سرمایه‌گذاری واقعی شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین ذوعلم در مورد مشارکت دولت فعلی و قبلی در اجرای سند تحول اظهار داشت: تغییر دولت تأثیر زیادی در اهداف سند تحول آموزش و پرورش ندارد چرا که هم در این دولت و هم دولت قبل بر اجرای تحول تأکید دارند ولی ما احساس می‌کنیم هنوز آن اقدام جدی و واقعی در این عرصه انجام نشده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر تلاش‌ها و نقشه راهی تدوین شده است ولی بیش از این باید سرمایه گذاری کنیم و از ظرفیت دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و ظرفیت نهادهای انقلابی نظیر بسیج و سایر ارگان‌ها استفاده کنیم؛ صرف اینکه فقط آموزش و پرورش بخواهد این تحول را اجرا کند، موفق نخواهد شد.

مدیرکل اسبق دفتر تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش خاطرنشان کرد: دو مرکز شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش باید به این تحول نظارت کنند ولی احساس می‌شود هر دو شورا در این زمینه کوتاهی‌هایی دارند و هنوز در نظارت جدی و اثرگذار ورود نکردند.

انتهای پیام/

اشاعه «اسلام رحمانی» به خلع سلاح مسلمانان در برابر تکفیری‌ها می‌انجامد

رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی گفت: «اسلام رحمانی» زمینه‌ساز تحریف معنایی در جهت‌گیری اسلامی است. این دیدگاه بی‌پایه تقلیدی از مسیحیت غرب امروز است که هیچ توجهی به جنبه‌های دفاعی و جهادی برای استقرار حق و مقابله با باطل ندارد.


هبر معظم انقلاب اسلامی چندی پیش در جمع عده‌ای از دانشجویان مباحثی را درباره سکولاریسم، لیبرالیسم اسلامی، اسلام رحمانی، آرمان‌گرایی، واقع گرایی و در نهایت محافظه‌کاری بیان کردند که از اینجا قابل مطالعه است.

حجت‌الاسلام علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره اهداف مغرضانه دشمنان در طرح گفتمان اسلام رحمانی و تحلیل وضعیت جهان اسلام و نفوذ غرب در آن مباحثی را مطرح کرد که در ادامه می‌خوانیم.

*رهبری در صحبت‌های اخیرشان در جمع دانشجویان از حامیان «اسلام رحمانی» انتقاد کردند. برداشت شما از این عبارت چیست و چه کسانی سردمدار این شعار و با چه قصد و نیتی هستند؟

-بحثی که رهبر معظم انقلاب درباره اسلام رحمانی مطرح کردند در واقع یک نوع آسیب شناسی گفتمانی درباره انقلاب و پیشگیری از نوعی تحریف معنایی و محتوایی در جهت‌گیری اسلام ناب محمدی (ص) است. در حقیقت ما دو گونه می‌توانیم به این موضوع بپردازیم؛ نخست اینکه بررسی کنیم آیا جهت‌گیری و ماهیت اسلام ناب و اسلام کامل یک جهت‌گیری رحمانی و مبتنی بر لطف و نگاه محبت آمیز خدای متعال نسبت به انسان‌ها هست یا خیر؟

دیدگاه اول

در پاسخ به این سؤال قطعاً نگاه قرآن کریم و معارف اهل بیت (ع) را باید مدنظر قرار دهیم چرا که اساس آفرینش جهان و انسان براساس لطف و رحمت از خواستگاه فیض الهی به ماسوی‌الله است، در حقیقت خداوند هیچ نیازی به مخلوقات خود از جمله انسان‌ها ندارد، آنچه در تکوین و تشریع برای انسان فراهم شده است ناشی از فیض الهی است. براساس این نگاه اسلام در ذات و جوهره خود یک دین رحمانی است و حتی احکامی که به ظاهر در تلقی گرایش‌های غرب زده خشونت آمیز تلقی می‌شوند، آنها هم در درون خود از فیض و رحمت الهی سرچشمه گرفته و مالامال از لطف الهی است. 

ادامه مطلب ...

خودسازی، شاخصه اصلی زندگی‌ طلبگی

حجت‌الاسلام دکتر علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت‌و‌گو با جام‌جم:

زندگی‌ طلبگی شاخصه‌های متعددی دارد. نظم و انضباط درسی، دوری از تجملات و مظاهر زندگی اشرافی، تاکید بر سادگی در پوشش و رفتار، پیشه کردن قناعت و مراقبت روحی و پرهیز از هوای نفس از جمله ویژگی‌هایی است که انتظار می‌رود طلاب علوم دینی از آن برخوردار باشند. این نوع زیست فردی و گروهی یکی از الگوها و سبک‌های زندگی در جامعه اسلامی است.

 
پرسش این است آیا منش طلبگی و حوزوی می تواند به عنوان الگویی برای اقشار مختلف جامعه انسانی مورد توجه قرار گیرد؟ در این باره با حجت الاسلام دکتر علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و معاون موسسه پژوهشی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری گفت وگو کردیم.

منش طلبگی چه ویژگی هایی دارد و شاخصه های این نوع زندگی چیست؟

در مباحث نظری سبک زندگی این بحث مطرح می شود که آیا ما سبک زندگی را همیشه در سطحی از معنا تفسیر می کنیم یا این که سطوح معنایی متفاوتی دارد. به نظر می رسد تفاوت معنایی در سطوح مختلف سبک زندگی به تحلیل های واقعی ای که ما انجام می دهیم، نزدیک تر است. در حقیقت ما یک سطح کلان سبک زندگی را مطرح می کنیم به عنوان سبک زندگی اسلامی در برابر سبک زندگی سکولار یا سبک زندگی لائیک؛ ولی در سطوح پایین تر همین سبک زندگی اسلامی متناسب با اقشار مختلف یا مناطق جغرافیایی گوناگون تفاوت پیدا می کند. بنابراین ما می توانیم از سبک های زندگی اسلامی سخن به میان آوریم. به این معنا که سطح زندگی طلبگی می تواند مورد تحلیل و تفسیر قرار بگیرد. درواقع سبک زندگی طلبگی، گونه ای از گونه های سبک زندگی اسلامی است که متناسب با رسالتی که یک طلبه بر دوش خودش احساس می کند و بنابر فضای زندگی آموزشی و تربیتی و علمی که در آن قرار دارد، شکل می گیرد.

شاید بشود سه ویژگی اساسی برای سبک زندگی طلبگی بیان کرد. ویژگی اول، هویت حوزوی یک طلبه است که رسالت فهم صحیح دین و تبیین درست مبانی و احکام و ارزش های دینی و زمینه سازی برای اشاعه ارزش های دینی را مورد تاکید قرار می دهد و فراتر از فضای آموزشی صرف، یک نوع مسئولیت و تعهد ایمانی را برای یک طلبه ایجاد می کند. در حقیقت تعبیر رایج میان ما طلبه ها این است که سرباز اسلام و امام زمان هستیم و این لباس ما لباسی است که انتصاب ما را به پیامبر اکرم(ص) و به اهل بیت نشان می دهد و باید مراقب باشیم در این جایگاه حقیقت رسالت خود را ایفا کنیم.

مولفه دوم این است که منش اخلاقی و رفتاری یک طلبه را شکل می دهد. اگرچه در عمل متاسفانه ما شاهد بعضی کاستی ها هستیم، ولی آن روحیه و منش اصلی طلبگی اقتضا می کند یک طلبه در مواجه خود با خانواده، همشهری ها و مخاطبان خودش یک برخورد اخلاقی و سلوک معنوی را در پیش بگیرد. به تعبیرمرحوم آیت الله مهدوی کنی به ما می گویند روحانی و این یعنی ما باید به مسائل روحانی و معنوی فکر کنیم و نه این که طلبگی را شغلی مثل دیگر مشاغل بدانیم و محاسبه کنیم در تعامل با مخاطبان به چه نتیجه یا دستاورد مادی می رسیم.

ذوعلم:

سبک زندگی طلبگی گونه ای از گونه های سبک زندگی اسلامی است که متناسب با رسالتی که یک طلبه بر دوش خودش احساس می کند شکل می گیرد

 
 

نکته سوم، بحث ساده زیستی است که در زندگی طلبگی باید مشاهده بشود. نمی خواهم بگویم همه روحانیون و طلاب این سلوک را دارند، اما اگر میان علمای برجسته معاصر امام راحل را الگوی زندگی طلبگی بدانیم یا در حال حاضر نوع زیست رهبر معظم انقلاب را می بینم این ساده زیستی و اهمیت ندادن به طول و عرض زندگی مادی و لوازم و ظواهر و تجملات زندگی، یک ویژگی مهم در سبک زندگی طلبگی است.

احساس مسئولیت و تعهدی که نسبت به اشاعه حقایق دینی که در یک طلبه وجود دارد بسیاری از ویژگی ها و شاخصه های دیگر را در پی خواهد داشت.

ویژگی زندگی طلبگی در حوزه های آموزشی و فراگیری دروس چگونه می تواند الگویی برای زندگی علمی و پژوهشی دانش پژوهان باشد؟

ما باید میان زیست طلبگی و سبک آموزشی حوزه های علمیه تمایز قائل شویم. آزادی طلبه در انتخاب مدرس و درس و انعطاف پذیری برنامه های درسی از ویژگی های تحصیل در حوزه است. نظام ارزشیابی علمی حوزه بیشتر بر محور خودارزیابی است نه ارزشیابی مبتنی بر غربالگری. فکر محوری در مقابل حافظه محوری در نظام آموزشی حوزه و درک عمیق و تربیت آزاد اندیشانه در محیط حوزه از جمله ویژگی های این روش تحصیلی است. عالی ترین استاد حوزه وقتی بر کرسی تدریس قرار می گیرد برای یک طلبه هیچ محدودیتی در نقد کردن نظریه استاد وجود ندارد و برای استاد عالیقدر هم پرسشگری طلبه چیز عجیبی نیست. این نکاتی است که می تواند در نظام آموزشی مدارس و دانشگاه ها مورد توجه قرار بگیرد.

آیا زندگی طلبگی و الگوهای رفتاری که یک طلبه مقید به رعایت آن است می تواند به عنوان سبکی از زندگی مورد استفاده دیگر اقشار جامعه هم قرار گیرد؟

البته نباید انتظار داشت تمام ویژگی های این نوع سبک زندگی در همه زندگی اقشار محقق شود. مهم آن است که سراغ آن مولفه ها و ارزش های بنیادی اسلام برویم تا آن را در سبک های مختلف زندگی پیاده کنیم. سبک زندگی بازاریان، نظامیان، شاغلان اداره و ... متناسب با رسالت شغلی شان و کارکرد اجتماعی ای که برای صنفشان تعریف کردند از ویژگی هایی برخوردار است. نظم و انضباط میان نظامیان و محاسبه گری سود و زیان در بازاریان، متفاوت با زندگی طلبگی است. ما چگونه می توانیم از سبک زندگی طلبگی استفاده کنیم ؟ به نظر من متناسب سازی ارزش ها در فضای کاری اقشار مختلف جامعه یکی از راهکارهاست. یک نظامی می تواند علاوه بر این که نظم و انضباط داشته باشد، با تاسی کردن به نظام ارزش هایی که در زندگی یک طلبه وجود دارد، اخوت اسلامی و روحیه خیرخواهی و با تواضع و دوری از نخوت در رفتار فردی، سبک زندگی متناسب با ارزش های اسلامی داشته باشد یا در سبک زندگی بازاریان هنگام محاسبه سود و زیان در کارها و معاملات، رعایت انصاف و مروت و گذشت را سرلوحه کار خود قرار دهد. نباید به استفاده از سبک زندگی طلبگی به عنوان یک سبک مورد قبول ارزش های اسلامی و انتقال این مولفه ها به اقشار دیگر به صورت ظاهری و نگاه اقتباسی و تقلیدی صرف نگاه کرد؛ ولی آن واقعیت را باید در چارچوب ارزش های اسلامی باز تعریف کرد تا به یک سبک زندگی قابل عمل دست یابیم.

تاریخ حوزه های علمیه نشان می دهد در گذشته، براساس همین زندگی طلبگی چهره های شاخصی مثل صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری رشد کردند که اگر بخواهیم فهرست بلندبالایی از این نمونه ها می توان تنظیم کرد، اما آیا در حال حاضر پیدا کردن این نام آوران میان حوزویان دشوار نیست ؟

پاسخ به این پرسش خیلی ظریف و پیچیده است. نکته اول آن که در همان زمان شیخ انصاری که زهد و ساده زیستی زبانزد بوده علمای دیگری هم بودند که در آن حد زهد و ساده زیستی شیخ انصاری نبودند، اما عالمان برجسته ای بودند. بخشی از این مساله بر می گردد به اعتقاد و استحکام عملی این عالم. هیچ گاه عالمان ما در یک سطح از تقوا و ورع و زهد و عرفان نبوده اند. البته ساده زیستی طلبگی در زندگی همه علمای گذشته بوده است. در عین حال در همان زمان علمایی داشتیم که ظواهر زندگی را بنا بر مصالحی رعایت می کردند و زهدشان، متجلی و متبلور در مظاهر زندگی شان نبوده است. البته روایتی از حضرت علی(ع) داریم با این مضمون که برترین زهد، زهدی است که پنهان بماند. نکته دوم آن که شرایط اقتصادی و اجتماعی عالمان آن زمان متفاوت بوده است.

در آن زمان عموم مردم در فقر و تنگدستی زندگی می کردند و علمای آن دوره می بایست با شرایط زندگی عمومی جامعه خود را تطبیق می دادند؛ اما در شرایط امروز این گونه نیست که غالب مردم محتاج نان شب باشند و برای تهیه حداقل های زندگی مشکل داشته باشند، بنابراین سطح زندگی علما و حوزویان نیز متناسب با شرایط جدید تغییر یافته است. این واقع بینی اقتضا می کند ما به عناصر کمی و قالبی علمای گذشته توقف نکنیم و آن را لزوما اصل قرار ندهیم. نکته دیگر آن که انتظاراتی که امروز از حوزه وجود دارد عرصه های تازه ای را برای حوزویان باز کرده که ممکن است برای بسیاری از آنها براساس میل باطنی حضور در این عرصه خوشایند نباشد، ولی به عنوان وظیفه در این عرصه ها وارد می شود . اقتضائات آن عرصه ها این است که ساده زیستی و زهد لزوما در یک مظاهر شناخته شده برای ما متبلور نشود و حقیقت زهد که به معنای بی رغبتی به دنیا و مطامع دنیوی است باید برای ما اصل شناخته شود که امروز در خیل گسترده حوزویان مشاهده می کنیم . همان طور که ما میزان پایبندی اقشار مختلف به رسالت شغلی و صنفی را می توانیم ارزیابی کنیم قطعا نسبت به حوزویان نیز این ارزیابی را باید داشته باشیم تا برای خلأها چاره جویی شود و ما فراموش نکرده ایم یکی از دغدغه های حضرت امام این بود که روحانیون از زی طلبی خود فاصله بگیرند و ما باید این هشدار را جدی بگیریم. وظیفه اصلی طلبه این است که خودش را مورد سوال قرار دهد که تا چه اندازه توانسته آن معیارهای اساسی را تحقق بخشد و قضاوت بیرونی در این زمینه دشوار است. البته مردم هم در ارزیابی خود از طلاب و حوزویان متوجه این موضوع هستند افراد در این قشر همه یکسان نیستند و سطح پایبندی طلاب نسبت به ارزش ها متفاوت است.

تهذیب و مبارزه با نفس چه جایگاهی در زیست طلبگی دارد؟

رسالت اصلی طلبگی بدون خودسازی و تهذیب نفس و زندگی طلبگی بدون درنظرگرفتن تهذیب اساسا قابل تحقق نیست و اگر کسی بخواهد در جامعه روح معنویت و تربیت اخلاقی و توکل به خدای متعال و روح ایمان را اشاعه بدهد بی آن که برخوردار از این حقایق باشد غیر ممکن است به این مهم دست یابد. در غیر این صورت تبلیغ دین صرفا به لفاظی ها و صورت سازی های ظاهری منتهی می شود که سوگمندانه باید گفت برخی افراد خیلی خوب در محراب جلوه می کنند اما نگاهشان مادی و دنیا زده است. بصیرت جامعه و ارتقای قدرت تشخیص جامعه در این زمینه مهم است و نباید به لفاظی ها توجه کرد.

کرسی‌های آزاداندیشی؛ پُلی به سوی تحول در علوم انسانی



http://media.qudsonline.ir/larg/1394/05/03/IMG22320867.jpg


در گفت‌وگوی قدس با حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی ذوعلم مطرح شد؛


به تبیین یکی از دغدغه‌ها و مطالبات دیرین خود در زمینه تحول در علوم انسانی پرداخته و فرمودند: «این تحول ضروری، هم نیاز به جوشش درونی در دانشگاه‌ها و مراکزی همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای تحول علوم انسانی دارد و هم نیاز به حمایت بیرونی دستگاه‌های مسؤول».

ایشان افزودند: «جوشش درونی به فضل الهی وجود دارد و لازم است دستگاه‌های مسؤول، تلاشهای نظریِ انجام شده در زمینه تحول در علوم انسانی را عملیاتی کنند و مصوبات شورای تحول در علوم انسانی را محقق نمایند.»

گرچه در گرماگرم توجه همگان به نتیجه مذاکرات هسته‌ای در وین، این فراز از سخنان رهبر معظم انقلاب کمتر مورد توجه رسانه‌ها و مردم قرار گرفت، اما همین دغدغه ما را بر آن داشت در این ارتباط، گپ و گفتی با حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی داشته و دیدگاه‌های این چهره حوزوی- دانشگاهی را در این باره جویا شویم؛

 

  مقام معظم رهبری در نشست رمضانی خود با اساتید و نخبگان دانشگاه ها، از لزوم تداوم جوشش درونی و تحقق حمایت بُرونی در بحث تحول در علوم انسانی سخن گفتند. به نظر شما در این تعبیر لطیف و حکیمانه، چه نکات قابل توجهی نهفته است؟

- ایشان چه در جلسه یادشده و چه در نشستهای مشابه همواره بر این نکته راهبردی تأکید می‌نمایند که علوم انسانی تا وقتی بر پایه و اساس جهان‌بینی و نگرشهای قرآنی و اسلامی نباشد، در عرصه مدیریت و سیاستگذاری نمی تواند به حل مشکلات جامعه کمک کند. تأکید ایشان بر تحول در علوم انسانی و تلاش به منظور اسلامی سازی آن از سویی اشاره به این حقیقت مسلم دارد که علوم انسانی امروز که برگرفته از غرب است ناکارآمد است و ما این ناکارآمدی را در مدیریت امروز جامعه غربی آشکارا مشاهده می‌کنیم. جالب اینکه علوم انسانی غرب امروز حتی در بین اندیشمندان غربی نیز محل انتقاد و مناقشه جدی است، اما آنها جایگزینی برای آن ندارند، حال آنکه نگاه اسلام به این مقوله بهترین جایگزین است. ضرورت تحول اساسی در علوم انسانی به سمت و سوی آموزه‌های اسلامی از این روست که ما امروز در تقابل ایدئولوژیک با نظام لیبرالیستی و اومانیستی هستیم و یکی از الزامهای این نبرد تمام عیار این است که ما به نقد جدی علوم انسانی رایج که متأثر از اندیشه و فرهنگ غربی است، بپردازیم.مطالبه ایشان در این مسأله متوجه چند بُعد است که از آن جمله می‌توان به مواردی چون حرکتهای جدی و مداوم در راستای تغییر در سیاستگذاری‌ها و برنامه ریزی‌های کلان اشاره کرد. همچنین به تعبیر ایشان ما نیاز به جوشش‌های درونی در بدنه علمی کشور از جمله در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی داریم و جای تأسف است که هنوز نتوانسته‌ایم به صورت نظام مند و طراحی شده در این خصوص گام برداریم.

 

  بنابراین بحث اصلی معطوف به این است که چه باید کرد؟

- به باور بنده، دو مقدمه اساسی برای ثمربخشی به تحول در علوم انسانی نیاز است؛ نخست آنکه کاستی‌ها و خلأهای علوم انسانی رایج تبیین شود و این باور به گونه‌ای مستند و علمی در جامعه علمی ما شکل گرفته باشد که علوم انسانی کنونی نارسا و در حل چالشهای جامعه ناکارآمد است. مقدمه دوم هم اینکه یک معرفت عمیق و باورمندانه نسبت به کارآمدی معارف اسلامی در پشتیبانی علوم انسانی باید شکل گرفته باشد، حال آنکه معرفت‌شناسی دینی بخصوص در جامعه علمی ما هنوز نحیف و ناکارآمد است و تلقی هایی که از معارف دینی می‌شود، تلقی‌هایی مبتنی بر نگرشهای سخیف نسبت به دین است، یعنی مشابه همان نگاهی که در غرب نسبت به دین تحریف شده و ناکارآمد مسیحیت وجود دارد. متأسفانه همین نگاه هم در بخشی از جامعه علمی ما در طول بیش از یک قرن اخیر وجود داشته است، بدان معنا که وقتی شما از فلسفه علوم انسانی با رویکرد اسلامی سخن می‌گویید، گویی برای بسیاری این مباحث ناآشنا و غریب است. با این تفاسیر تقویت رویکرد گفتمان سازی باید به طور جدی در این خصوص دنبال شود و گفت و گوهای علمی و عمیق در محافل علمی ، دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های ما شکل بگیرد و به طور خاص اندیشمندان حوزوی وارد گود شوند تا دستاوردهای بهتری در این خصوص داشته باشیم.

  یکی از دغدغه‌های مقام معظم رهبری در سالهای اخیر ، مسأله کرسی‌های تولید علم و آزاداندیشی بوده است. به نظر شما میان این بحث با تحول در علوم انسانی چه رابطه‌ای وجود دارد؟

- به نکته خوبی اشاره داشتید. بی‌هیچ تردیدی مهمترین ابزار و بستری که می‌تواند به تحول مطلوب در علوم انسانی بینجامد، همین بحث کرسی‌های آزاداندیشی است .

متأسفانه هنوز هم دست کم در بین برخی افراد این تلقی و احساس وجود دارد که شعار آزاداندیشی یک شعار صوری است،  حال آنکه در نگرش اسلامی، آزاداندیشی یک اصل است، به گونه‌ای که بدون تفکر و تامل آزاد مبتنی بر استدلال و منطق اساساً پذیرش اسلام مورد سوال قرار می‌گیرد.

به نظر من رسانه‌های ما در این زمینه کم کار هستند و عقب ماندگی‌های زیادی دارند، همچنین سیاستگذاران و برنامه ریزان ما نیز به اهمیت و ضرورت مسأله کم توجه هستند. از سویی مدیریتهای دانشگاهی و مراکز علمی و پژوهشی برخورد شعاری و کلیشه‌ای با این موضوع دارند و حاضر نیستند بهای لازم و حمایت و پشتیبانی لازم را از مقوله آزاداندیشی داشته باشند.

آنچه ضروری است اینکه در راستای تحقق مطالبات و منویات رهبری، همه نخبگان و صاحب نظران حوزوی و دانشگاهی باید وارد عمل شوند.

نکته بسیار مهم دیگر اینکه فراتر از مباحث سیاسی که متأسفانه انرژی زیادی را از جامعه می‌گیرد، باید این مباحث مورد توجه قرار گیرد، زیرا بسیاری از این مباحث سیاسی مباحثی بدون فرجام است و اگر ما می‌خواهیم تحول علمی لازم را داشته باشیم ناگزیر هستیم به دور از نگاه‌های سیاسی و جناحی این مطالبه را دنبال کنیم.

 در سالهای اخیر در رسانه‌ها و مجامع علمی از ضرورت تجاری سازی علم سخن به میان آمده است، شما چقدر معتقد هستید ما در زمینه علوم انسانی نیز باید به سمت تجاری سازی گام برداریم؟

- تلاش در مسیر تجاری سازی علم یک امر ضروری و اجتناب ناپذیر است، هر چند معتقدم درباره علوم انسانی نباید این مساله طرح شود، بلکه باید تحول اساسی در باب تولید علوم انسانیِ اسلامی دنبال شود. به عبارت دیگر ما به دنبال این نیستیم که تحول در علوم انسانی ، لزوما به منفعت اقتصادی منجر شود، زیرا مبنای حرکت در این بخش متفاوت از سایر شاخه‌های علمی است که در آنها سودآوری و تجاری سازی مطرح است. بنابر این مهم آن است که باور داشته باشیم امروزه یکی از ضروری ترین مسایل برای رشد و تعالی کشور، تلاش برای تحول در علوم انسانی و اسلامی سازی آن است. البته به لطف الهی چند سالی است این حرکت شروع شده، اما باید تقویت شود تا در ادامه شاهد برکات و دستاوردهای بیشتر آن باشیم.

خود این باورمندی به تحول در علوم انسانی بسیار مهم و مبنایی است. البته باید توجه داشت تحول در علوم انسانی بدان معنا نیست که ما به جای پرداختن به حقایقِ علمی، دنبال مبانی تحمیلی و فرمایشی باشیم، بلکه باید بر اساس معرفت دینی، در مقام نقد و اصلاحِ علوم انسانی برآییم. در این میان جای بسی خرسندی است که امروز پرچمدار این مباحث، رهبری حکیم و فرزانه است که بر ضرورت تحقق تمدن نوین اسلامی با تکیه بر علوم انسانی بومی و اسلامی تاکید دارند و بدنه دانشگاهی و حوزوی را به این سمت و سو فرا می‌خوانند.