این کتاب به بیان نظرات و دیدگاههای امام علی(ع) دربارة سیاست و حکومت پرداخته است.
نگارنده کوشیده است با برشمردن دستآوردهای عملی ولایت فقیه به تبیین این موضوع بپردازد.
بی تردید میان صحت و اتقان یک اندیشه و نظریه سیاسی و کارآمدی نظام سیاسی برآمده از آن در پاسخ گویی به مسائل موجود و مشکلات جامعه، رابطه مستقیمی برقرار است. از سوی دیگر؛ کارآیی یا ناکارآیی کارگزاران یک نظام در اجرای اهداف و تحقق آرمان ها، می تواند در کارآمد یا ناکارآمد جلوه کردن آن نظام و به تبع، در درست یا نادرست به نظر رسیدن آن اندیشه اجتماعی، به میزان زیادی تأثیرگذار باشد. به هرحال این رابطه و تناسب میان سه مقوله، اندیشه، سیستم(نظام) و کارگزاران به گونه ای برقرار شده است که تفکیک میان آن ها خصوصاً در برابر منتقدانشان چندان میسور به نظر نمی رسد. لذا دفاع از یک اندیشه متعالی یا نظام سیاسی متقن، زمانی عملاً امکان پذیر می شود که آن اندیشه یا نظام یا کارگزاران آن در مقام عمل، درستی، توانمندی، کارآیی و کارآمدی خود را به اثبات رسانیده باشند. نظام جمهوری اسلامی نیز به عنوان ثمره عملی اندیشه انقلاب اسلامی ازاین قاعده مستثنی نیست. این نظام که از آن به نظام ولایت فقیه یاد می شود، نظامی است که به دنبال تحقق اهداف والای انقلاب اسلامی در جمیع ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... می باشد. سؤال عمده این است که آیا این سیستم که در آن ولی فقیه رئیس کشور و مقام اوّل رسمی می باشد، چگونه و به چه میزان توانسته است به این اهداف و آرمان ها دست یابد؟ از این طریق، نقش مثبت و احیاناً منفی نهاد ولایت فقیه و شخص رهبری در کارآمدی یا ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می شود.
ادامه مطلب ...